الملا فتح الله الكاشاني

24

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

كه عاشر ايشان جبرئيل بود و بر هر تقدير . إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ چون درآمدند بر ابراهيم فَقالُوا پس گفتند كه سلام كرديم بر تو سَلاماً سلام كردنى قالَ گفت ابراهيم سَلامٌ سلام بر شما است و چون ايشان را به صورتى غريب و شكلى عجيب بديد بعد از جواب سلام فرمود كه شما قَوْمٌ مُنْكَرُونَ گروهى هستيد ناشناخته يعنى علم بر حقيقة حال شما ندارم و نميدانم كه شما چكسانيد . فَراغَ پس ميل كرد و توجه فرمود إِلى أَهْلِهِ بسوى اهل خود بر وجهى كه ايشان ندانستند كه بكجا ميرود و نزد ساره آمد و گفت مهمانان عزيز و غريب رسيده‌اند طعامى هست كه به آن ضيافة آنها نمايم گفت چيزى نيست و ليكن گوسالهء دارم كه آن را بهوس فرزند پرورش مىدهم و تربيت ميكنم و دست و پايش به حنا بسته‌ام و رنگ زرد در گردن او ماليده و با او انس گرفته‌ام مانند انس مادر به فرزند او را به تو بخشيدم ابراهيم او را بكشت و بريان كرد و بر طبقى نهاده و نزد مهمانان آورد فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ پس آورد براى مهمانان گوسالهء بريان فربه . فَقَرَّبَهُ پس نزديك گردانيد آن را إِلَيْهِمْ بسوى ايشان يعنى پيش ايشان بر زمين نهاد ايشان بر آن ميل نكردند قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ گفت ابراهيم كه آيا نميخوريد از اين طعام گويند ابراهيم را عادت نبود در وقت اكل بمهمان نگرد تا مبادا شرمسار شود و طعام برغبت نخورد در اينجا نيز بر عادت قديمى خود بايشان نگاه نميكرد و ظنش آن بود كه ايشان نيز بطعام مشغولند ساره از پس پرده ايستاده بود ديد كه اصلا ملتفت طعام خوردن نميشوند ابراهيم را از اينمعنى واقف گردانيد چون نگاه كرد ديد كه طعام نميخورند . فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ پس در خاطر گرفت از ايشان خِيفَةً ترسى چه در آن روزگار هر كه با كسى دشمن بودى طعام او را نخوردى پس او به جهت اين خايف شد كه مبادا غدرى كرده باشند و به قصد نفس و يا مال او آمده باشند ايشان چون از ابراهيم اثر خوف ديدند قالُوا لا تَخَفْ گفتند به او كه مترس و انديشه به خود راه مده ما فرشتگانيم از ابن شداد نقل است كه چون ابراهيم بدانست كه فرشتگانند گفت چرا ما را پيشتر خبر نكرديد تا من اين گوساله را بيجان نمىكردم و از مادرش جدا نميساختم حضرت جبرئيل پر بر آن گوساله زد زنده شد و برجست و فريادكنان روى بجانب مادر نهاد ساره در پس پرده چون اينحال را بديد متعجب شد و ابراهيم نيز از آن حالت در تعجب بماند ايشان ديگر باره آغاز سخن كردند وَ بَشَّرُوهُ و مژده دادند او را بِغُلامٍ به پسرى اسحق نام كه از ساره متولد شد عَلِيمٍ كامل در علوم شرعيه